نهج البلاغه: وبلاگ مذهبی صُحُف

وَ اِذَا الصُحُفُ نُشِرَت:آیه 10 تکویر / شامل حکمت های نهج البلاغه
 
طرح ختم قرآن کریم
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  

 

گلبسم الله الرحمن الرحیمگل

گلسلام بر شما دوستان عزیز،شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام، و با تبریک ماه رمضان، این ماه خجسته، از همه ی شما دعوت می کنیم تا در طرح ختم قرآن کریم در ماه رمضان امسال شرکت کنید. این طرح برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء انجام می پذیرد. در صورت تمایل لطفا نام خود و یا نام مستعارتان را همراه با جزء انتخابی برای قرائت برای ما مشخص کنید تا شما هم در این طرح زیبا شریک باشید.یا علی،التماس دعاگل

جزء 1: رنگ خدا،مهاجر،kamellia  / جزء 2: yas / جزء 3: انتخاب نشده /جزء 4: انتخاب نشده/جزء 5: انتخاب نشده/جزء 6: انتخاب منتظر منجی/جزء 7: منتظر منجی/جزء 8:  انتخاب نشده /جزء 9: انتخاب نشده /جزء 10: انتخاب نشده/جزء 11: محب/جزء 12: انتخاب نشده/جزء 13: انتخاب نشده/جزء 14: گل میخک/جزء 15: انتخاب نشده/جزء 16: انتخاب نشده /جزء 17: انتخاب نشده /جزء 18: انتخاب نشده/جزء 19: انتخاب نشده/جزء 20: انتخاب نشده/جزء 21: انتخاب نشده/جزء 22: انتخاب نشده/جزء 23: انتخاب نشده/جزء 24: انتخاب نشده/جزء 25: انتخاب نشده/جزء 26: انتخاب نشده/جزء 27: لیلا/جزء 28: انتخاب نشده/جزء 29: انتخاب نشده/جزء 30: انتخاب نشده گل

 

گلاجر شما با حضرات معصومین علیهم السلامگل

 

گلهر جزء حدود 20 صفحه است و اگر شما دوست عزیز فکر می کنید که برایتان زیاد است می توانی نیم جزء را هم انتخاب کنی،مثلا مشخص کنی که نیمه ی اول جزء14 را قرائت می کنی،فکر نمی کنم خواندن حدود10 یا 20 صفحه از قرآن در این ماه مبارک با این اجر فراوان ،کار چندان مشکلی باشد.گل

گلدر هر صورت خدا از شما قبول کند،تقدیم به ١۴ معصوم علیهم السلامگل



 
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٧  

شهادت صدیقه کبرى حضرت فاطمه زهراء بنا بر اینکه 95 روز از رحلت حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) گذشته باشد در سال 11 هجرى قمرى است.

در این روز به مناسبت شهادت حضرت زهراء(علیها السلام) زیارت آن حضرت مطلوب و مناسب است. مرحوم سیّد در کتاب اقبال، زیارتى را براى آن حضرت ذکر کرده که این چنین است:

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یا والِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعینَ، الْسَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَمْنُوعَةُ حَقُّها، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَمَتِکَ وَابْنَةِ نَبیِّکَ، وَ زَوْجَةِ وَصىِّ نَبیِّکَ، صَلاةً تُزْلِفُها فَوْقَ زُلْفى عِبادِکَ الْمُکَرَّمینَ، مِنْ أَهْلِ السَّمواتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضینَ.(1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-مفاتیح نوین، صفحه 603.

به نقل از :  http://persian.makarem.ir/

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی



 
طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر(صلى الله علیه وآله)
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠  
در 25 صفر سال 11 هجرى قمرى پیامبر(صلى الله علیه وآله) دوات و کاغذ طلبید تا بنویسد که خلافت بلافصل براى على(علیه السلام) است، ولى عمر مانع شد و به ساحت اقدس نبوى جسارت کرد و گفت: «ان الرجل لیهجر» یعنى «این مرد هذیان مى گوید»!!!

همچنین پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این روز بر منبر رفتند، خطبه خواندند و مردم را موعظه نمودند و به پیروى از قرآن و عترت فراخواندند.(1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
١-تقویم شیعه، صفحه 56.

به نقل از :http://persian.makarem.ir/

دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی



 
ورود امام حسین علیه السلام به کربلا
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧  
امام حسین(علیه السلام) روز چهارشنبه، دوم محرم سال 61 هجرى قمرى به کربلا رسید. در این هنگام اسب ایشان از حرکت ایستاد، لذا بر مرکب دیگر سوار شدند و تا هفت مرکب عوض کردند، هیچکدام حرکت نکرد. امام (براى فهماندن به حاضرین) فرمودند: این زمین چه نام دارد؟
عرض شد: غاضریهّ ـ ماریه ـ نینوا ـ شاطى الفرات ـ کربلاء.
حضرت آهى از دل برآورد و فرمود: توقف کنید، همین جا مردان ما شهید و خون ما ریخته و حرم ما اسیر مى گردد، قبر ما زیارتگاه مى شود، این است همان نقطه اى که جدّم براى انجام وظیفه به من وعده کرده است.
در جلد سوم کشکول بحرانى آمده: امام، کربلاء را چهار میل در چهار میل به شصت هزار درهم خرید و به ایشان یعنى اهل نینوا و غاضریّه داد و شرط کرد: مردم را به این قبر راهنمائى و سه روز زوّار را مهمان کنند.
همزمان با ورود امام به کربلاء حرّبن یزید به کربلاء وارد شد، نامه اى از عبیداللّه دریافت نمود که هر جا امام فرود آمد، او را در سختى قرار دهد.(1)
1-حوادث الایّام، صفحه 13.
به نقل از : http://persian.makarem.ir/
 
التماس دعا در این ماه


 
پاسخ به یک سوال(حسادت)
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩  

یکی از مخاطبان محترم وبلاگ از حسادت یکی از دوستانش گلایه کرده بود که پاسخ ایشان در ادامه ی مطلب درج می شود،مبادا به این رذیلت دچار شویم که ننگ دنیا و آخرت را در پی دارد،در کتاب قلب سلیم آیت الله دستغیب دوای این درد یعنی مبارزه با حسد به دیگران بیان شده،چه بسا بسیاری از خود ما هم به این رذیله مبتلاییم،خدا ما را نجات دهد.

پاسخ در ادامه ی مطلب...



 
شهادت جناب میثم تمار(رض)
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۸  
میثم تمار ده روز قبل از ورود امام حسین(علیه السلام) به کربلا در سال 60 هجرى قمرى به دستور ابن زیاد به شهادت رسید.
وقتى عبیدالله بن زیاد به کوفه آمد مُعرّف را طلبید و از حال میثم جویا شد، معرّف گفت: به حج رفته، ابن زیاد گفت: اگر او را نیاورى ترا به قتل مى رسانم معرّف مهلت خواست و براى استقبال میثم به قاسدیه رفت و در آنجا ماند تا میثم برگشت، سپس او را گرفت و نزد ابن زیاد آورد، وقتى که داخل مجلس شد حاضران گفتند او مقرب ترین مردم نزد على(علیه السلام) است، عبیدالله گفت: تو این جرئت را دارى که اینگونه سخن مى گویى، اکنون از على بیزارى بجوى، میثم فرمود: اگر این کار را انجام ندهم، چه خواهى کرد، گفت به خدا قسم تو را به قتل مى رسانم، میثم فرمود: مولاى من على(علیه السلام)، خبر داده بود که تو مرا به قتل خواهى رساند و با نه نفر دیگر بر در خانه عمر و بن الحریث به دار خواهى کشید.
عبیدالله امر کرد مختار و میثم را به زندان ببرند میثم به مختار گفت تو آزاد خواهى شد ولى مرا این مرد خواهد کشت، سپس مختار را بیرون بردند که بکشند، قاصدى از جانب یزید آمد که مختار را رها کند ولى میثم را بر در خانه عمرو بن الحریث به دار بکشد، عمرو به جاریه خود امر کرد که زیر دار را جاروب کند و بوى خوش بسوزاند، میثم بر سر دار شروع کرد به بیان فضائل اهل بیت(علیهم السلام)، و لعن بنى امیه و آنچه واقع خواهد شد و از انقراض بنى امیه نقل مى فرمود، تا اینکه به ابن زیاد رساندند که این مرد شما را رسوا کرد، آن ملعون امر کرد دهان او را از لجام بریدند که نتواند سخن بگوید، روز سوم ملعونى حربه در دست آمد و گفت: به خدا این حربه را به تو خواهم زد با آنکه روزها روزه هستى و شبها به عبادت حق مشغولى، حربه را به تهى گاه میثم زد که به اندرون رسید، در روز آخر از سوراخهاى بینیش خون روان شد و بر ریش و سینه مبارک جارى گردید و روح مقدسش به عالم بقا پرواز نمود. شهادت میثم ده روز پیش از ورود امام حسین(علیه السلام) به کربلا بود، در شبى 7 نفر از خرما فروشان مخفیانه میثم را بردند و در کنار نهرى دفن نمودند سپس آب بر روى او افکندند تا کسى از محل قبر اطلاع نیابد، بعد از آن مأمورین هرچه تفحص کردند قبر را نیافتند.(1)
________
1-حوادث الایام صفحه 303.
به نقل از:http://persian.makarem.ir/


 
ای علی...
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸  
حضرت على(علیه السلام) در اواخر عمر هر شب به خانه یکى از فرزندانش مهمان مى شد، شب نوزدهم در منزل شاهزاده ام کلثوم میهمان بود، ام کلثوم(علیها السلام) دو قرص نان با کاسه اى از شیر و مقدارى نمک آورد تا حضرت افطار نماید، آن بزگوار بعد از نماز به سفره نگاه کرد، فرمود: دخترم در یک سفره دو نوع خورش حاضر کردى! مگر نمى دانى من با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)متابعت مى کنم، اى دخترم!«هر که لباس و خوراک او در دنیا نیکوتر است روز قیامت نزد خدا وقوفش زیادتر خواهد بود» دخترم، در حلال دنیا حساب و در حرامش عقاب است. حضرت دستور داد که یکى از دو خورش را بردارد، شاهزاده، شیر را برداشت، حضرت اندکى از نان جو با نمک تناول فرمود و حمد خدا نموده مشغول نماز شد، گاهى از اطاق بیرون مى آمد و به آسمان مى نگریست وتضرع مى نمود و سوره یس را تلاوت مى فرمود، عرض مى کرد: خداوندا مرگ را بر من مبارک گردان و بسیار استرجاع مى نمود و کلمه لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلىّ الْعَظیم را مکرراً مى فرمود.
نزدیک صبح که مى خواست به مسجد برود، مرغابیها دور حضرت صیحه زنان گرفته و بال مى زدند، حضرت فرمود: اینها صیحه مى زنند، بعد از این نوحه ها بلند خواهد شد. چون به در خانه رسید، حلقه درب به کمر بند، بند شد و دوباره باز گردید، حضرت کمر را محکم بست و فرمود: علىّ کمرت را محکم براى مرگ ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ نترس وقتى که تو را بخواند، نزدیک صبح روز نوزدهم حضرت وارد مسجد شد بعد از اذان به محراب رفت و به نافله فجر مشغول گردید چون خواست در رکعت اول سر از سجده بردارد شبیب بن بجره قصد قتل آن بزرگوار را کرد ولى شمشیر او به طاق خورد، ولى عبدالرحمن بن ملجم مرادى ملعون به حیله زن ملعونه کوفى بنام قَطّام در روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى قمرى در مسجد کوفه با ضربت شمشیر زهرآلود فرق مبارک خورشید ولایت حضرت امیرالمؤمنین را شکافت و فرار کرد.(1)
ـــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 207.
به نقل از :‌ http://persian.makarem.ir/


 
پاداش عیادت بیمار
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٥  

ابوموسی از {امام} حسن بن علی علیه السلام عیادت کرد.آن حضرت فرمود: آیا برای عیادت آمده ای یا زیارت ؟ عرض کرد برای عیادت.آن حضرت فرمود: در شب،کسی برای عیادت بیماری نمی رود مگر آنکه هفتاد هزار فرشته با او همراه می شوند و تا صبح برایش استغفار می کنند و نیز برای او خریف (1) بهشتی خواهد بود.(2)

1 :خریف : بخش پهناوری از بهشت که سوارکار چهل سال در آن راه می رود.

2 :کتاب  امالی(با استفاده از نرم افزار کریمانه)

گلمیلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد،التماس دعا،به خصوص در شب قدرگل



 
حکمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱  

حکمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)

 

وَ قَالَ [علیه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ .

 

و درود خدا بر او، فرمود : آن که جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پست کرده ، و آن که راز سختى هاى خود را آشکار سازد خود را خوار کرده ، و آن که زبان را بر خود حاکم کند خود را بى ارزش کرده است.

 

شرح مختصر : وقتی انسان در چیزی طمع کند ،یعنی خود را بدان نیازمند دیده،و احساس نیازمندی در آنچه حق انسان نیست،پستی او را می رساند.همچنین انسان طمعکار به دنبال رسیدن به مراد خود خواهد بود، و به هر حیله و نیرنگی دست می زند و نیز خود را در پیش اسباب دستیابی به آن، خوار و خفیف می کند،که با نشان دادن رذایل اخلاقی اش،باز پستی خود را نشان داده است.

کسی که سختی های خود را آشکار کند،یعنی به تنهایی قادر به تحمل آنها نبوده،پس حقیرتر از آن چیزی است که برایش مقدر شده و تحمل آنرا ندارد، او کم ظرفیتی خود را نشان داده و خود را خوار کرده.متاسفانه این مطلب به عنوان درد دل در بین دوستان وجود دارد و در بسیاری از مواقع موجب منتشر شدن مشکلات یک شخص در بین دوستان و اقوام می شود و آبروی او می رود و کوچک می شود.

درون دلت شهر بندست راز / نگر تا نبیند در شهر باز : سعدی

از طرفی بیان مشکلات در بین دوستان موجب آزردگی خاطر آنان و در بین دشمنان موجب دشمن شاد شدن است. البته بیان مشکلات در حضور دوستان بزرگوار و محرم برای حل مشکل،موجب گره گشایی آن است.

و کسی هم که زبان را بر خود مسلط کند و بی تدبیر سخن بگوید،گاهی حرفهایی می زند که موجب درد سر برای او می شود : زبان سرخ،سر سبز دهد بر باد. انسان با سخن گفتن،شخصیت خود را به نمایش می گذارد و هر کس زیاد سخن بگوید، عیوب و نادانی خودش را بالاخره نشان خواهد داد،چون به هر حال انسان دربسیاری از زمینه ها نادان و بی تخصص است و شایسته نیست انسان درباره ی آنچه نمی داند سخن بگوید.



 
حکمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سیاسى)
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱  

حکمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سیاسى)

قَال َ[علیه السلام] کُنْ فِى الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

شرح مختصر : یعنی در فتنه هایی که دو طرف آن بر باطلند ، طوری رفتار کن که نتوانند از تو سوء استفاده کنند، از افراد گمنام و ناتوان و بی مال باش (و خود را این طور نشان بده) تا نتوانند از شهرت و جان و مال تو  در راه باطل خود استفاده کنند و تو را به گرداب بلا بیفکنند. البته در فتنه ای که یک طرف آن حق است،حتما باید جانب حق را گرفت و ابتدا به طور مسالمت آمیز در پی رفع مشکل و برپایی حق بود، و اگر میسر نشد در صورت ضرورت از بذل مال و آبرو وجان در راه حق دریغ نورزید.(البته با توجه به شرایط خاص، مخالفت یا مخفی و با تقیه است یا علنی،مانند رفتار امامان برای تشکیل حکومت در شرایط مختلف .)